|
با کدام زبان حرف می زنی؟! چه ازمون سختی است دوست داشتن ... کش می روم آخر محضِ رضای دلِ من نه ؛محضِ خاطرِ دلِ قلمِ خواب آلودت ، یک بار هم تو برای من بنویس ....
چنان زیبایی که نمی توانم به یادت بیاورم، همچنان سکوت را می بویم .. کسی نیست ، برای ِآرامش دلم نذری کنـــــــــــــد ؛ چه حیف!!این روزها سهم من از قاصدك ها عشق تو پرندهای بود
امروز آنقدر گریستم که بغض آسمان در برابرم ناچیز آمد... گریستم اما کسی اشکهایم را ندید... همه فریب خندههایم را خوردند... شاید حق با آنها بود... وقتی آسمان آفتابی است باران نمی بارد! امروز دلم گرفت اما کس ز بی قراری ام نپرسید... نگفت از چه اینگونه شدم؟! میخواهم بهجایی دور تبعیدش کنم... جایی دور تر از قلب تو! خانهی قلبت استیجاری بود؛ نمیدانستم!
مدتی بود كه تلخی روزهایم را در انتظار
دیدن دو چشم چون عسلت می گذراندم...! اما امروز رؤیای بوسه بر لبانت ذهن
آشفته ام را قلقلك داد...!
دلتنگی همیشه از ندیدن نیست لحظه ی دیدار با همه ی زیبایی گاه پر از دلتنگیست
با سر انگشتان لرزان مینویسم نامه ای تا بخوانی قصه پر غصه دیوانه ای جای پای اشک ها بر هر سطور نامه ام با جوابت چلچراغان میشود ویرانه ای....!
در حلقه عشق جان فروشم پ ن: از کتاب مدرسه یادم بود اونموقعه هم نخونده بیتاشو حفظ کردم... کاش بزرگترا بهشون ثابت شه عشق هست....! تکه ای از لیلی و مجنون نظامیه خدا آمرزیده
صدای قدمهایت را هنوز هم میشنوم … !
آنروزها چه عاشقانه با هم گام برمیداشتیم....!
شبها ستاره بودیم در آسمان ... و هر صبح میرفتیم تا رسیدن به خورشید....
آنروزها در کنار هم، به شمارهی قدمهامان فکر نمیکردیم....!
آنروزها هیچچیز اهمیت نداشت!!!!!!! هیچچیز به اندازهی تو اهمیت نداشت...
اما...
اینروزها سکوت را حس میکنم.... و میدانم که فاصلهها را دوست ندارم.....
در اینروزها من تمام دقایق و ثانیهها را میشمارم... تا رسیدن به تو…
|
About![]()
Archives88/11/01 - 88/11/3088/10/01 - 88/10/30 88/09/01 - 88/09/30 88/08/01 - 88/08/30 88/07/01 - 88/07/30 88/06/01 - 88/06/31 88/05/01 - 88/05/31 88/04/01 - 88/04/31 88/03/01 - 88/03/31 88/01/01 - 88/01/31 87/12/01 - 87/12/30 87/11/01 - 87/11/30 87/10/01 - 87/10/30 87/09/01 - 87/09/30 87/08/01 - 87/08/30 Links
.•* *•. نرگسی.•* *•.
"ریحــــــــــــان" |